+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:39 توسط بهروز
|
به خودم كه اومدم دودستي هولم دادي تو يه جاده ي بي سرو ته !ا
اين بار پاهام سست ِ سست !ا
سخته قدم برداشتن تو اين جاده !ا
تو بودي نمي تونستي بيشتر از چند قدم برداري !ا
ولي من اندازه ي یک قرن ه كه دارم قدم برمي دارم !ا
جاده تمومي نداره !ا
كـــاش حداقل دلـــم گرفته نبود يا چشمام خيس!ا
ولي عيب نداره ،من چشم بسته اين جاده رو ميرم !ا
ياد گرفتم از اين دنياي وارونه كه تو چه باشي چه نباشي خورشيد طلوع مي كنه و غروب ...ه
چه بموني چه بري زندگي جريان داره ...ه
خاكستر ِ سرد! سهم ِمن مهر ِ سكوت بود!ا
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:38 توسط بهروز
|
بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست/ آواره شدن ,حکایت سختی نیستگ
از پاکی اشکهای خود فهمیدم / لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18:38 توسط بهروز
|

ضمن عرض سلام و خیر مقدم خدمت یکایک شما خوبان ، به وبلاگ كاردگرمحله خوش آمدید دوستان ما را با نظرات ارزشمندتون در زمینه ارتقاء وبلاگ مساعدت کنـید.